کلمه
اسید
اشتباه تایپی
hsdn
تلفظ
'asid
نقش کلمه
اسم

معنی واژه اسید در دهخدا

اسید.[ اُ س َی ْ ی ِ ] (ع ص مصغر) تصغیر اسود. بزرگوارک.

اسید. [ اَ ] (فرانسوی ، اِ) (از لاتینی ِاَسیدوس ، ترش ) (اصطلاح شیمی ) حاصل ترکیب جسم مفردی را با ئیدرژن اسید نامند. و این مرکب دارای طعمی گزنده و اغلب ترش است و رنگ کبود و تورنِسُل را سرخ گرداند. اینک به شرح بعض اسیدها می پردازیم :
- اسید ازتیک یا اسید نیتریک ؛ مایعی است با بوی مشخص و بی رنگ که در هوا دود می کند. در مقابل نور قسمتی از آن تجزیه میشودو رنگ آن در اثر پیدایش بخار نیترو رنگین میگردد. وآن اکسیدانی بسیار قوی است و پوست را لکّه دار و زردمیکند. وزن مخصوص آن در 20 درجه حرارت 1/38 تا 1/39است. اسید مزبور را در شیشه های سربلور و دور از روشنایی نگاهداری میکنند. این اسید با الکل ، گلیسیرین ، محلولهای آلبومین دار و مواد آلی عدم توافق دارد. (کارآموزی داروسازی تألیف جنیدی ص 138). و رجوع به اسید نیتریک شود.
- اسید ازتیک قابل تبلور ؛ جوهرسرکه. مایعی بیرنگ با بوی تند و گزنده و بسیار ترش مزه و سوزآور است. در 16/7 درجه ذوب میشود و در 118 درجه میجوشد. وزن مخصوص آن در 20 درجه 1/05 است. (کارآموزی داروسازی ص 155).
- اسید استیل دی فسفره ؛ که از اسید ارتواستیک مشتق شده است. (روش تهیه ٔ مواد آلی تألیف رضا صفوی ص 267).
- اسید استیل سالیسیلیک یا آسپیرین ؛ این جسم را از اثر انیدریداستیک روی اسید ارتوهیدرکسی بنزوئیک یا اسید سالیسیلیک بدست می آورند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 344 شود. اسپیرین بصورت تبلورات بیرنگ سوزنی شکل بی بو و کمی ترش است. گاهی کمی بوی استیک دارد. در 300 قسمت آب و4/5 قسمت الکل 90 درجه و 20 قسمت اتر حل میشود. (کارآموزی داروسازی ص 161).
- اسید ایزبوتیریک ؛ این جسم را از اثر پرمنگنات پتاسیم در محلول قلیائی روی الکل ایزوبوتیلیک بدست می آورند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 194 شود.
- اسید برمیدریک ؛ که روی اجسام اشباع نشده ثابت میشود یا جانشین OH می گردد. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 273 شود.
- اسید بنزلیک یا اسید دی فنیل هیدرکسی استیک ؛ این جسم را از اثر پتاس الکلی روی دی ستن بدست می آورند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 201 شود.
- اسید بوریک ؛ یکی از مشتقات بورق است ، و آن به سه شکل در داروخانه ها یافت میشود: یا بصورت گرد سفیدرنگ بی شکل و یا بشکل تبلورات کوچک سفید و یا فلس مانندو سفید میباشد. اسید بوریک بدون بو و بی مزه است. رجوع به کارآموزی داروسازی ص 137 شود.
- اسید بیسموتوگالیک یا سوگالات دوبیسموت یاگالات دوبیسموت افیسینال یا درماتل ؛ گرد زرد لیموئی بی بو و تقریباً بدون مزه است و در آب ، الکل ، اتر و اسیدهای رقیق حل نمیشود. در مقابل کاغذ آبی تورنسل اسید است. (کارآموزی داروسازی ص 149).
- اسید پارانیتروبنزوئیک ؛ این اسید را از اکسیداسیون پارانیتروتولوئن به دست می آورند و بعنوان جسم اکسیژن دهنده ٔ مخلوط سولفوکرمیک بکار میبرند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 173 شود.
- اسیدپیکریک یا اسید کاربازنیک یا تری نیتروفنل ؛ اسید پیکریک بصورت تبلورات تیغه مانند و یا منشوری زردرنگ و بی بو و بسیار تلخ میباشد و در 122 درجه ذوب میشود. اسید پیکریک در مقابل تورنسل اسید است و ایجاد املاحی میکند. رنگ محلولهای آن حتی اگر بسیار رقیق باشد زردرنگ است. (کارآموزی داروسازی ص 159).
- اسید تارتریک ؛ بصورت تبلورات شفاف بسیار مقاوم است. ترش مزه و نسبتاً مطبوع است و در 170 درجه ذوب میگردد. اسید تارتریک در مقابل هوا و نور فاسد میشود. رجوع به کارآموزی داروسازی صص 155-156 شود.
- اسید تانیک یا اسید دی گالیک یا اسید گالوتانیک یا تانن ؛ گرد سفید مایل به زرد،سبک با بوی مخصوص و مزه ٔ قابض است. در یک قسمت آب 20 درجه و دو قسمت الکل 90 درجه و 8 قسمت گلیسیرین حل میشود. در اتر، اتردوپترول ، بنزین و روغنهای چرب غیرمحلول است. (کارآموزی داروسازی ص 162).
- اسید تیمیک یا تیمول ؛ تیمول بصورت تبلورات درشت بیرنگ با بوی مخصوص است. نقطه ٔ ذوب آن 50 تا 51 درجه و نقطه ٔ جوش آن 232 درجه میباشد. در آب بسیار کم محلول است (یک در1200)، ولی در الکل ، اتر، کلرفرم ، اسانس پترول ، سولفوردوکربن ، اسید استیک و محلولهای قلیائی حل میشود. محلول آبی تیمول در مقابل تورنسل خنثی است. تیمول بدون باقیمانده فرّار میباشد. و آنرا در شیشه های رنگین سربسته نگاهداری میکنند. رجوع به کارآموزی داروسازی ص 159 شود.
- اسید دی فنیل استیک ؛ این جسم را از احیاء اسید دی فنیل هیدرکسی استیک توسط اسید یدیدریک بدست می آورند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 244 شود.
- اسید دی فنیل هیدرکسی استیک ؛ جهت تهیه ٔ این جسم ابتدا باید بنزیل یا دی بنزوئیل که یک دی ستن است و از اکسیداسیون اسیلوئین مربوطه بدست می آید، تهیه کرد. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 200 و رجوع به اسید بنزلیک شود.
- اسید دی متیل اکریلیک ؛ این جسم را از اثرهیپوکلریت سدیم ، روی اکسید دو مزی تیل بدست می آورند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 196 شود.
- اسید سولفانیلیک ؛ این جسم را از گرم کردن سولفات اسید انیلین بدست می آورند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 330 شود.
- اسید سولفوریک ؛ از اسیدهای اکسیژن دهنده و از اکسیدانهای صنعتی محسوب میشود. این اسید را بصورت دودکننده یعنی بصورت آلئوم بکار میبرند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 169 شود. و آن مایعی غلیظ بیرنگ و بی بو و بسیار محرق است. اسید سولفوریک نسبت به آب حریص است و ایجاد حرارت میکند و از این نقطه نظرهنگام اختلاط باید اسید سولفوریک را کم کم به آب افزود و در صورت لزوم ظرف محتوی مخلوط را سرد کرد. با الکل نیز بهر نسبتی مخلوط میشود و تولید حرارت میکند. در کلرفرم حل نمیشود. اسید سولفوریک را باید در شیشه های خشک سرسمباده نگاهداری کنند تا رطوبت و گرد و غبار هوا در آن وارد نشود و آنرا زرد نکند. (کارآموزی داروسازی صص 136 - 137).
- اسید سیتریک ؛ اسید سیتریک بصورت تبلورات درشت ، بیرنگ ، غیرشفاف ، بی بو، ترش مزه و مطبوع است. اسید بی آب در 100 درجه و اسید آب دار در 150 درجه ذوب میشود. در 0/75 قسمت آب 15 درجه ، دو قسمت الکل 95 درجه حل میگردد. در گلیسرین بسیار محلول است. در مقابل هوا و نور فاسد نمیشود. اسید سیتریک متبلور را بدون فساد بسهولت میتوانند نگاهداری کنند، ولی در محلول های آبی آن با مرورزمان کپک ها رشد میکنند. (کارآموزی داروسازی ص 156).
- اسید فسفریک یا اسید ارتوفسفریک ؛ یکی از مشتقات فسفر است. اسید فسفریک خالص بصورت تبلورات سفید است که در 42 درجه حرارت ذوب میشود؛ ولی اسید فسفریک افیسینال کدکس محلول آبی اسید فسفریک خالص است که وزن مخصوص آن 1/35 میباشد و 49/7 تا 50 درصد اسید فسفریک خالص دارد. این اسید مایعی بیرنگ و مانند شربت غلیظ است. اسید فسفریک را در شیشه های سربلور نگاهداری میکنند. (کارآموزی داروسازی صص 138 - 139).
- اسید فنیک یافنل یا بنزه اول یا اسید کاربولیک ؛ اسید فنیک بصورت تبلورات سفید با بوی مشخص و مزه ٔ سوزان است. نقطه ٔ ذوب آن 41 و نقطه ٔ جوش آن 182 درجه میباشد. فنل در مقابل هوا بکندی و در 100 درجه بسرعت فرّار است. فنل بسیار کم جذب آب می کند و با آب تولید یک هیدرات متبلور می کند که نیم ملکول آب تبلور دارد و در 16 درجه ذوب میشود. فنل خالص در اثر هوا و نور رنگین نمیشود ولی اگر خالص نباشد حتی اگر عدم خلوص کم باشد در اثر اکسیژن قرمزرنگ میگردد. در بالاتر از 67 درجه حرارت فنل با آب به هر نسبتی مخلوط میشود. محلولهای آبی فنل در مقابل معرفهای رنگی خنثی میباشد. فنل با املاح قلیائی ، آنتی پیرین ، کامفر، کلرال ، فناستین ، پی پرازین ، تیمول ، املاح کینین ، محلولهای آلبومینوئیدی و املاح آهن ناسازگار است. فنل را در شیشه های سربسته دوراز رطوبت هوا نگاهداری میکنند. (کارآموزی داروسازی ص 158).
- اسید کاربازونیک . رجوع به اسید پیکریک شود.
- اسید کاربولیک . رجوع به اسید فنیک شود.
- اسید کاربونیک یا کاربونات ؛ اسید کاربونیک اسیدی است ناپایدار که در حالت جوش به انیدرید و آب تبدیل میگردد. اگر هنگام سوختن کربن اکسیژن به اندازه ٔ کافی برسد، تولید انیدرید کربنیک میکند و برعکس اگر مقدار اکسیژن در موقع سوختن زغال کم باشد، تولید اکسیددوکربن میشود. در طبیعت بحالت ترکیب و آزاد یافت میشود. بحالت آزاد در هوا از 0/35 تا 0/14 انیدریدکاربونیک موجود است و از دهانه های آتشفشان نیز خارج میشود و بصورت محلول در آبهای معدنی بحالت کاربنات دیده میشود و املاح کاربنات جامد بصورت کالسیت و آراگونیت و دولومی و غیره یافت میشود. انیدرید کاربونیک گازی بی رنگ با طعم اسید، وزن مخصوص آن 10/52، بنابراین از هوا سنگین تر است. گازی است که در آب حل میشود، مخصوصاً در تحت فشار بسیار و سرما بیشتردر آب محلول است. انیدرید کاربونیک با آب تولید اسید کاربونیک میکند ولی اسیدی ناثابت است و بفوریت تبدیل به انیدرید کاربونیک و آب میگردد. (شیمی انالیتیک تألیف گاگیک ج 1 ص 152).
- اسید کارو یا اسید منوپرسولفوریک ؛ که از تجزیه ٔ پرسولفاتها یا اسید سولفوریک در سرما بدست می آید. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 170 شود.
- اسید کرومیک ؛ یکی از اسیدهای معدنی و از اکسیدانهای پرمصرف است و آنرا بحالت آزاد یابصورت مخلوط بیکروماتهای قلیائی و اسید سولفوریک ممکن است بکار برد. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 169 و 170 شود.
- اسید کلریدریک ؛ یکی از مشتقات کلر است که بصورت گاز است ولی آنچه در داروخانه ها بنام اسید کلریدریک نامیده میشود، محلول این گاز در آب مقطر میباشد و 100 گرم این محلول 35/5 تا 36 گرم و یک لیتر آن در 15 درجه حرارت 418 تا 443 گرم گاز اسید کلریدریک دارد. مایعی است بیرنگ که در مقابل هوا دود بسیار میکند.بوی آن قوی و تحریک کننده و مزه ٔ آن بسیار ترش است. محلول اسید کلریدریک محرق میباشد. تورنسل را بشدت قرمز میکند. در مجاورت با آمونیاک دود سفید غلیظی ایجاد میکند. با اغلب از فلزات معمولی کلرورهائی تولید میکند که معمولاً محلول است. اسید کلریدریک اسید یک بازی میباشد. اسید کلریدریک را باید در شیشه های سرسمباده نگاهداری کنند. این اسید با املاح نقره ، املاح مرکورو املاح سرب ، عدم توافق دارد. (کارآموزی داروسازی ص 134).
- اسیدگالوتانیک . رجوع به اسید تانیک شود.
- اسید لاکتیک ؛اسید لاکتیک خالص بصورت تبلورات سختی است که در 18 درجه ذوب میشود، و اگر چندصدم آب داشته باشد بصورت مایع شربتی بیرنگ ، بی بو و بسیار ترش درمی آید که اسید لاکتیک افیسینال کدکس است. وزن مخصوص آن در 15 درجه 1/23 میباشد. با آب و الکل قابل اختلاط است و در اتراتیلیک حل میشود. (کارآموزی داروسازی ص 155).
- اسید نیترو ؛ این جسم در بعض موارد به عنوان معرف نیتراسیون بکار میرود. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 300 شود.
- اسید نیتریک ؛ یکی از اسیدهای معدنی است. خاصیت اکسیژن دهنده ٔ این اسید برحسب غلظت آن متغیر است. در سلسله ٔ آرماتیک آنرا بحالت رقیق جهت جلوگیری از عمل نیتراسیون استعمال میکنند. غالب اوقات بجای اسید آزاد مخلوط نیترات سدیم و اسید سولفوریک یا نیترات مس و سرب مصرف میکنند. (روش تهیه ٔ مواد آلی ص 169). و رجوع به اسید ازتیک شود.
- اسید هیپویدو ؛ یکی از ترکیبات یُددار. این اسید روی اتصالهای مضاعف ثابت شده و تولید یدهیدرین می کند. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 286 شود.
- اسید یدیدریک ؛ یکی از ترکیبات یُددار. این اسید میتواند روی ترکیبات اشباع نشده ثابت شود و مانند سایر اسیدهای هالوژن دار ید، روی کربنی که هیدروژن آن کمتر است ثابت خواهد شد. رجوع به روش تهیه ٔ مواد آلی ص 286 شود.

اسید. [ اُ س َی ْ ی ِ ] (ع اِ) عَلَمی است از اعلام مردان.

اسید. [ اَ ] (اِخ ) ابن ابی اسید الساعدی الانصاری. تابعی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اُ س َ] (اِخ ) ابن ابی الجدعاء مشهور به عبداﷲ. صحابی است.و ابن ماکولا وی را متهم شمرده است. (تاج العروس ).

اسید. [ اُ س َ ] (اِخ ) ابن ابیناس. وی در زمره ٔ شعرای جاهلیت بود و ابتدا با اسلام مخالفت و کفار را به جنگ مسلمین تحریک میکرد. ولی در روز فتح مکه ، اسلام آورد و در زمره ٔ صحابه درآمد. (قاموس الاعلام ترکی ).

اسید. [ اَ ] (اِخ ) ابن اخی رافعبن خدیج. تابعی است. ابن منده وی را متهم شمرده است. (تاج العروس ).

اسید. [ اَ ] (اِخ ) ابن المشمس بن معاویة السعدی. تابعی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اُ س َی ْ ی ِ ] (اِخ ) ابن ثعلبه ٔ انصاری. از اصحاب رسول. او در غزوه ٔ بدر در رکاب رسول (ص ) و در حرب صفین بخدمت علی بن ابی طالب (ع ) بود. (تاج العروس ).

اسید. [ اَ ] (اِخ ) ابن جاریةبن اسید الثقفی صحابی. (تاج العروس ). حلیف بنی زهرة که رسول (ص ) او را صد شتر داد. (امتاع الاسماع ج 1 ص 424).

اسید. [ ] (اِخ ) ابن جبلة السلیطی. وی در جنگ زرود الثانی که بین بنی یربوع و بنی تغلب درگرفت شرکت داشت. (عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 6 ص 49).

اسید. [ ] (اِخ ) ابن جعفر. وی در جنگ النفرات که بین بنی عامر و بنی عبس درگرفت شرکت داشت. (عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 6 ص 6).

اسید. [ اُ س َ ] (اِخ )ابن حضیربن سماک بن عتیک اشهلی اوسی. کنیه ٔ او را ابویحیی و ابوالحصین و ابوعیسی و ابوعتیک و ابوعتیق گفته اند. صحابی است و پدر او به حضیرالکتائب معروف بود. وی با سعدبن معاذ رفیق شفیق بود و هر دو بر دست مصعب بن عمیر اسلام آوردند و خویشان خود را نیز به دین اسلام دعوت کردند. اسید یکی از کسانی است که مردم را به بیعت خلیفه ٔ اول تشویق می کرد. وی بسال 20 هَ. ق. درگذشت. (قاموس الاعلام ترکی ). او غزوه ٔ عقبة و بدر رادریافت. (عقدالفرید چ محمد سعید العریان ج 3 ص 326). زرکلی گوید: وی در عهد جاهلیت و اسلام شریف و مقدم قبیله ٔ اوس از اهل مدینه بود و از عقلای عرب و صاحب رأی محسوب می شد. و او را به لقب کامل میخواندند. در عقبةالثانیه با هفتاد تن از انصار حضور یافت و یکی ازنقبای دوازده گانه است و احد را نیز دریافت و هفت جراحت بدو رسید و آنگاه که مردم از گرد رسول (ص ) بپراکندند وی با پیامبر بماند. و نیز در خندق و همه ٔ مشاهد حضور داشت و در حدیث آمده : نعم الرجل اسیدبن الحضیر. و او به مدینه درگذشت و بخاری و مسلم ، 18 حدیث ازو روایت کرده اند. متوفی بسال 20 هَ. ق. (اعلام زرکلی ج 1 ص 117). حمداﷲ مستوفی گوید: «اسیدبن حصین (کذا)از بنی سهل الانصاری اوسی بود. وفات او در زمان عمر رضی اﷲ عنهما در سنه ٔ عشرین بود.» (تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 215). خوندمیر گوید: در همین سال [عشرین ] اسیدبن حصیر (کذا) انصاری وفات یافت و او از جمله ٔ رؤسای بنی عبدالاشهل بود و بجودت قرائت و حسن صورت اتصاف داشت. (حبیب السیر چ تهران جزو 4 از ج 1 ص 167). و رجوع به تاج العروس شود.

اسید. [ اُ س َ ] (اِخ ) ابن خدیج. صحابی است.

اسید. [ اَ ] (اِخ ) ابن ساعدة الانصاری. صحابی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اُ س َ / اَ ] (اِخ ) ابن ساعدةبن عامر الانصاری الحارثی. صحابی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اُ س َ / اَ ](اِخ ) ابن سعیة القرظی. صحابی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اَ ] (اِخ ) ابن صفوان. صحابی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اُ س َ ] (اِخ ) ابن ظهیربن رافعبن عدی انصاری اوسی حارثی ، ابن عم رافعبن خدیج. صحابی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اَ ] (اِخ ) ابن عبدالرحمن بن زیدبن الخطاب العدوی. تابعی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اَ ](اِخ ) ابن عمروبن محصن. صحابی است. (تاج العروس ).

اسید. [ اُ س َ ] (اِخ ) ابن یربوع خزرجی ساعدی. صحابی و ابن عم ابن ابی اسید ساعدی است و در یمامه کشته شد. (تاج العروس ).

اسید. [ اَ ] (اِخ ) الجعفی. صحابی است. (تاج العروس ). || تابعی است و روایت مراسیل میکرد. (تاج العروس به نقل از کتاب الثقات ابن حبان ). مؤلف تاج العروس گوید: شخص اخیر را عسکری در ضمن صحابه آورده چنانکه گذشت.
کلمات مرتبط

معنی واژه اسید در فرهنگ فارسی

الجعفی . صحابی است . یا تابعی است و روایت مراسیل میکرد .
کلمات مرتبط

معنی واژه اسید در فرهنگ معین

( اَ ) [ فر. ] (اِ.) هر جسم هیدروژن داری که به حالت محلول ، یون هیدروژن (پروتون ) آزاد کند و به جای هیدروژن آن فلزی جانشین شود و تشکیل نمک دهد. بیشتر اسیدها خورنده هستند و مزة ترش دارند.
کلمات مرتبط

معنی واژه اسید در فرهنگ عمید

ماده ای ترش مزه که بازها را خنثی و بعضی فلزات را در خود حل می کند.
کلمات مرتبط

معنی واژه اسید در دانشنامه عمومی

اسید (از واژه لاتین acidus به معنای ترش) ماده ای شیمیایی است که مشخصه های محلول های آبی آن مزهٔ ترش، توانایی تغییر رنگ تورنسل آبی به قرمز، و نیز توانایی واکنش با بازها و بعضی فلزات ویژه (همچون کلسیم) و تشکیل نمک هستند. محلول های آبی اسیدی دارای پی اچ کمتر از ۷ هستند. پی اچ پایین به معنای اسیدی بودن بیشتر و غلظت بالاتر یون های مثبت هیدروژن است. محلول ها یا مواد شیمیایی را که ویژگی های اسیدمانند داشته باشند اسیدی می خوانند.
کلمات مرتبط

اسید در جدول ها

تیزاب
کلمات مرتبط

معنی اسید

اسید

/'asid/

برابر پارسی: ترشک
کلمات مرتبط