کلمه
اشباح
اشتباه تایپی
hafhp
تلفظ
'aSbAh
نقش کلمه
اسم

معنی واژه اشباح در دهخدا

اشباح. [ اَ ] (ع اِ)ج ِ شبح. کالبدها. (از منتهی الارب ) (دَهار). شخص ها یعنی بدنها و جسمها. (غیاث ). || سایه ها. || سیاهی ها که از دور دیده میشود. || سیاهی و هیأتی که از دور بنظر آید :
نقد عشق از سرای ارواح است
نه ز اشخاص و شکل و اشباح است.
سنائی.
و از ضرب رماح دوسر، و طعن گرز و شمشیر ارواح از اشباح دوری جسته خاک معرکه با خون دلیران می آمیخت. (روضة الصفا ج 2).
همیشه تا بود افلاک مرکز انجم
همیشه تا بود ارواح قوت اشباح.
؟
|| اسماء اشباح. رجوع به شبح شود. || مواشی.
کلمات مرتبط

معنی واژه اشباح در فرهنگ فارسی

جمع شبح
( اسم ) جمع شبح . ۱ - تنها کالبدها. ۲ - سایه ها . ۳ - سیاهیها که از دور دیده شود .

معنی واژه اشباح در فرهنگ معین

( اَ ) [ ع . ] (اِ.) جِ شبح .۱ - کالبدها، تن ها. ۲ - سایه ها. ۳ - سیاهی ها که از دور دیده شود.
کلمات مرتبط

معنی واژه اشباح در فرهنگ عمید

= شبح
کلمات مرتبط

معنی واژه اشباح در دانشنامه عمومی

اشباح٬ می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
در دستور زبان فارسی و عربی، اشباح جمع شبح است.
اشباح، نام یک کتاب ادبی اثر هنریک ایبسن
اشباح، نام یک فیلم ایرانی به کارگردانی رضا میرلوحی
اشباح، نام یک فیلم ایرانی به کارگردانی داریوش مهرجویی
کلمات مرتبط

معنی اشباح

اشباح

/'aSbAh/
کلمات مرتبط