کلمه
افول
اشتباه تایپی
ht,g
تلفظ
'oful
نقش کلمه
اسم

معنی واژه افول در دهخدا

افؤل. [ اَ ءُ ] (ع اِ) ج ِفَأل ، شگون. ضد طیره. (منتهی الارب ). ج ِ فأل ، بمعنی سخن خوش و نیکو. (از اقرب الموارد). فؤول. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فأل و فؤول شود.

افول. [ اُ ] (ع مص ) غایب و ناپدید شدن. (منتهی الارب ). فرورفتن ستاره و ناپدید شدن آن. (آنندراج ). فروشدن ستاره و ماه و خورشید. (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ). فروشدن آفتاب و ماه و ستاره. (المصادر زوزنی ) (تاج المصادربیهقی ). غروب ، مقابل طلوع. فروشدن. فرورفتن ستاره. (یادداشت مؤلف ). اَفْل. (ناظم الاطباء) :
خوی با او کن کامانتهای تو
ایمن آید از افول و از عتو.
مولوی.
کلمات مرتبط

معنی واژه افول در فرهنگ فارسی

غروب کردن، پنهان شدن، ناپدید شدن ستاره
( مصدر) فروشدن فرو رفتن پنهان شدن غروب کردن (ستاره ).
جمع فال شگون ضد طیره
کلمات مرتبط

معنی واژه افول در فرهنگ معین

( اُ ) [ ع . ] (مص ل .) فرو شدن ، غروب شدن .
کلمات مرتبط

معنی واژه افول در فرهنگ عمید

۱. غروب کردن.
۲. پنهان شدن.
۳. ناپدید شدن ستاره.
۴. [مجاز] از دست رفتن موقعیت.
کلمات مرتبط

معنی واژه افول در دانشنامه عمومی

افول نام نمایشنامه ای که در سال ۱۳۴۳ توسط نمایشنامه نویس مطرح ایرانی ، اکبر رادی به چاپ رسیده است. این نمایشنامه دیگر بار در کتاب روی صحنه آبی همراه نمایشنامه های دیگر رادی چاپ شده است.علی نصیریان این نمایشنامه را روی صحنه برد.
کلمات مرتبط

افول در جدول ها

غروب
کلمات مرتبط

معنی افول

افول

/'oful/

مترادف افول: غروب، انحطاط، زوال، نابودی

متضاد افول: طلوع

برابر پارسی: فرو رفتن، ناپدیدی، از دید رفتن
کلمات مرتبط