کلمه
بالون
اشتباه تایپی
fhg,k
تلفظ
bAlon
نقش کلمه
اسم

معنی واژه بالون در دهخدا

بالون. (فرانسوی ، اِ) بالن . چادری که درون آن را از گاز پرسازند و به هوا رها کنند. (از فرهنگ نظام ). محفظه ای که از گاز پرشده باشد و با آن توان به آسمان رفت. و رجوع به بالن شود.
کلمات مرتبط

معنی واژه بالون در فرهنگ فارسی

بادکنک، کیسه بزرگ کروی شکل که آنرا از، گازهای سبک مانند هیدروژن یا هلیوم پر، کنند و به آسمان بالا برود
( اسم ) کرهای لزرگ که پوشش آن از پارچهای غیر قابل نفوذ تشکیل شده و داخل آنرا از گازهای سبک ( سبکتر از هوا ) پر کنند و در نتیجه باسمان صعود کند .
[balloon] [حمل ونقل هوایی] وسیله ای هوایی که نیروی جلوبرنده ندارد و بر بعضی از آنها موتور نصب می شود
[ گویش مازنی ] /baaloon/ هواپیما – این واژه به خاطر شهرت بالن و زیپلن هایی که سلف هواپیما به شمار می رود به زبان تبری راه یافته است
کلمات مرتبط

معنی واژه بالون در فرهنگ معین

(لُ) [ فر. ] ( اِ.) کره ای بزرگ که پوشش آن از پارچه یا چرم غیرقابل نفوذ است و داخل آن را از گازهای سبک (سبک تر از هوا) پر کنند در نتیجه به آسمان صعود کند.
کلمات مرتبط

معنی واژه بالون در فرهنگ عمید

وسیله ای برای پرواز، مرکب از یک کیسۀ بزرگ حاوی گازهای سبک تر از هوا و سبدی برای حمل بار و مسافر که به وسیلۀ ریسمان هایی به هم متصل شده.
کلمات مرتبط

معنی واژه بالون در دانشنامه عمومی

یک بالون، گونه ای هواگرد است که به دلیل شناوری، در جو باقی می ماند. بالون با نیروی باد در آسمان به حرکت درمی آید. بالون با یک کشتی هوایی که هواگرد شناوری است که می تواند در هوا به گونه ای کنترل شده حرکت کند، متفاوت است. بیش از ۲۰۰ سال پیش، اولین انسان «ژان فرانسوا پیلاتر د روزیر» با بالون هوای گرمی که برادران مون گلفیه در فرانسه آن را طراحی کرده بودند، پرواز کرد. یک بالون با عرض ۱۶ متر می تواند سه نفر را در سبد خود جای دهد. بالون از محفظه، گردنه، مشعل گازی و سبد تشکیل شده است.
کلمات مرتبط

معنی بالون

بالون

/bAlon/
کلمات مرتبط