کلمه
بصره
اشتباه تایپی
fwvi
تلفظ
basre
نقش کلمه
اسم خاص مکان

معنی واژه بصره در دهخدا

بصرة. [ ب َ رَ ] (ع اِ) زمین درشت. || سنگ سپید نرم. ج ، بِصار. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). سنگ سست. (مهذب الاسماء).

بصرة. [ ب ُ رَ ] (ع اِ) زمین سرخ پاکیزه. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). گلی که با سرخی زند. ج ، بُصر. (مهذب الاسماء). || اندک اثر شیر. و منه حدیث ام معبد؛ فارسلت الیه شاة فرای فیها بصرة من لبن. (منتهی الارب ). اندک اثر شیر. (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

بصرة. [ ب َ ص َ رَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ باصر. (غیاث ).

بصره. [ ب ُ رَ ] (اِ) ماهی صدفی (زرنبات ) وقتی که خشک شده باشد. (دزی ج 1 ص 91).

بصره. [ ب َ رَ / ب ِ رَ / ب َ ص ِ رَ ] (اِخ ) قبةالاسلام. خزانةالعرب. رعناء. نام شهری از عراق عرب. (غیاث ). شهری از کشور عراق در کنار شطالعرب درنزدیکی محمره (خرم شهر). گویند این لفظ معرب «بس راه » است. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ). شهری عظیم است [ بعراق ] و او را دوازده محلت است هریکی چند شهری از یکدیگر گسسته و گویند که او را صدهزار و بیست وچهارهزار رود است و بنای وی عمربن الخطاب کرده است رضی اﷲ عنه و اندر عراق هیچ ناحیت نیست عشری مگر بصره. و علوی برقعی از آنجا خروج کرد و گور طلحه و انس بن مالک و حسن بصری و پسر سیرین آنجاست و از وی نعلین خیزد و فوطه های نیک و جامه های کتان و خیش مرتفع. (حدودالعالم چ 1340 هَ. ش. دانشگاه طهران ص 152). مؤلف معجم البلدان آرد: بصره ٔ عراق ، طولش هفتاد و چهار درجه و عرضش سی و یک درجه و از اقلیم سیم است بنا بقول ابوبکر انباری بصره در کلام عرب زمین سخت صلب باشد وبقول قطرب زمین سخت سنگلاخ که به سم چارپایان آسیب رساند. قطامی گوید: همینکه مسلمین بحوالی بصره رسیدنددر خاک بصره از دور سنگ ریزه دیدند گفتند: این ارض بصره است یعنی زمین سنگ ریزه و بدین مناسبت بدین نام موسوم شد. بصره در سال چهارده هجری شش ماه قبل از کوفه شهر شد. اقطاع و قرای بصره زیاد و درباره ٔ او در اشعار شعرا مدح و ذم بسیار شده است و از جمله عیوب آن را متغیر بودن هوای آن دانسته اند که ساعتی لباس زمستانی و ساعت دیگر لباس تابستانی بتن باید کرد. و از محاسن آن وفور نخل و اهل علم آن است. بنا بنقل حمداﷲمستوفی در نزهةالقلوب ص 38 آمده : مردم آنجا اکثر سیاه چهره و اثناعشری اند و زبانشان عربی مغیر است و پارسی نیز گویند. ولایت بسیار از توابع آنجاست از آن جمله است عبادان که ماوراء آن عمارت نیست و مثل «لیس قریة وراء عبادان » اشاره بدان است و در فضیلت عبادان حدیث بسیار وارد است و آنرا ثغور شمارند که سرحد مسلمانی است با کفار هند. لسترنج آرد: چون اعراب برای مسکن خود شهرهایی لازم داشتند که پایگاه نظامی آنها هم باشد سه شهر کوفه و بصره و واسط را ساختند. (در حدود نیمه ٔ اول قرن اول هجری ). و در اندک مدتی این شهرها بخصوص کوفه و بصره آبادان گردید و هرکدام مدتی پایتخت دولت امویان شدند و بهمین جهت این دو شهر مدتی معروف به عراقین یعنی دو پایتخت عراق شدند. این شهر بندر تجارتی بزرگ عراق است متصل به حاشیه ٔ بیابان بمسافت کمی در باختر شطالعرب و کشتی ها از راه دو نهر میان بصره و شطالعرب آمد و رفت میکنند. معنی لغوی این کلمه را سنگ های سیاه دانسته اند در زمان عمربن خطاب بسال هفده هجری ساخته شد و زمینهای آن میان قبایل عرب که پس از انقراض سلطنت ساسانیان بدانجا مهاجرت کردند تقسیم گردید و بزودی آبادان و یکی از دو پایتخت عراق گردید. بصره بخط مستقیم در دوازده میلی شطالعرب واقع است و بوسیله ٔ دو نهر بزرگ معقل و ابله بدان می پیوندد و طول بصره در امتداد شطالعرب است. این شهر دارای کشت زارهای سرسبز و نخلستانهای بارور و وسیع است. رجوع به جغرافیای سرزمینهای خلافت شرقی و لغات تاریخیه و جغرافیه ٔ ترکی ج 2، نزهةالقلوب ، مرآت البلدان ج 1، المنجد، قاموس الاعلام ترکی ج 2، شدالازار و خاندان نوبختی شود. بنا بنقل الموسوعة العربیه چ 1965 قاهره جمعیت بصره 164623 تن و شهری است در عراق بر ساحل راست شطالعرب و مهمترین بندر عراق است. فاصله ٔ این شهر تاخلیج فارس 118 هزارگز میباشد و در روزگار خلافت عمربن خطاب (636م.) بنا شد. بنیادگذار آن عقبةبن غزوان است که آنرا بر کنار بادیه کمی دور از شط در ملتقای راههای آبی و خشکی بنا نهاد. گذشته از اینکه مرکز تجارتی مهمی بود در روزگار خلافت عباسیان از مراکز فرهنگی نیز بشمار میرفت و پس از انقراض عباسیان از رونق افتاد و در معرض جنگهای ترکان و ایرانیان قرار گرفت ودر دوران جنگ جهانی اول که بوسیله ٔ راه آهن به بغدادارتباط یافت و دریانوردی در شط العرب دایر شد این شهر رونق گذشته اش را از سر گرفت. بصره را نخلستانهای بسیار فرا گرفته است. بیشتر صادرات و واردات عراق ازاین بندر است. ارتفاع آن نسبت به سطح دریا دو متر است. جنگ مشهور جمل میان حضرت علی بن ابیطالب (ع ) و عایشه در این شهر روی داد. فرودگاه و ایستگاه راه آهن دارد و از زمان استقلال عراق بسیار توسعه یافته است. با هند تجارت وسیعی دارد و در پیرامون آن بهترین خرمابدست آید. (از الموسوعة العربیة چ 1965م. قاهره ).
- بحر بصره ؛ دریای بصره. شط العرب :
طاس چو بحر بصره بین جزر و مدش بجرعه ای
ساحل خاک را زُ در، موج عطای تو زند.
خاقانی.
و رجوع به دریای بصره شود.
- خرما به بصره بردن ؛ نظیر زیره بکرمان بردن. کارلغو و نابجا کردن :
کرمان و زیره بصره و خرما بدخش و لعل
عمان و دُر حدیقه و گل جنت و گیاه.
قاآنی.
- دریای بصره ؛ بحر بصره. شط العرب :
خورده یک دریای بصره تا خط بغداد جام
پس پیاپی دجله ای در جرعه دان افشانده اند.
خاقانی.
- فیض بصره یا دجله ٔ کور یا بهمن شیر ؛ نام رود پهناوری که از آبهای دجله و فرات تشکیل میگردد و در آبادان (عبادان ) بخلیج فارس میریزد. رجوع به جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی شود.
- ماه بصره ؛ بنا بنقل ابن البلخی در فارسنامه شامل شهرهای زیر بوده است : و لشکر بصره بحرین و عمان و تیز و مکران و کرمان و پارس و خوزستان و دیگر اعمال و دیار عرب کی متصل آن است بگرفتند و آن ولایتها را ماه البصره گویند. (ص 120 فارسنامه ٔ ابن البلخی ). و رجوع به بصره و ماه البصره شود.

بصره. [ ب َ رَ ] (اِخ ) شهری است در اقصای مغرب نزدیک سوس که ویرانه است. (از معجم البلدان ). و ابوعبید بکری گوید آنرا بصرة الکتان و الحمراء نیز میگفتند. ابن حوقل آرد: مردم آنرا بسلامت و خیر و جمال و طول قامت و تناسب اندام نسبت دهند. رجوع به الحلل السندسیة ج 1 ص 66 شود.

بصره. [ ] (اِخ ) شهری در بلاد موآب است که بعضی گمان برده اند که همان بصره حوران باشد که شامل خرابه های بسیار است و محیط آنها تخمیناً پنج میل و عدد ساکنین آن یکصد هزار بوده است لیکن نفوس حالیه اش حدود بیست خانوار باشد و بگمان بعضی این شهر از بناهای رفائیان و اکثر خرابه های آن که فعلاً موجود است در عصر رومانیان ساخته شده است و چون دین مسیح در این شهر نفوذ کرد اکثر اهالی آن نصرانی شدند بطوری که در زمانی هفده اسقف در آن بود. (از قاموس کتاب مقدس ).

بصره. [ ] (اِخ ) (قلعه ) این اسم به دو شهر اطلاق شده است یکی در بلاد ادوم که بنا بقول ارمیای نبی خراب گردید لکن آن شهری که فعلاً به بصره مسمی میباشد تخمیناً به دو میلی جنوب شرقی بحیرةالموت است. (از قاموس کتاب مقدس ).

بصره. [ ب َ رِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کلاس بخش سردشت شهرستان مهاباد. سکنه ٔ آن 189 تن. آب از رودخانه ٔ زاب کوچک. محصول آنجا غلات ، توتون ، چوب جنگلی. شغل اهالی آن زراعت و گله داری و جاجیم بافی. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4).
کلمات مرتبط

معنی واژه بصره در فرهنگ فارسی

بندر و شهری در کشور عراق واقع در ساحل شط العرب مقابل خرمشهر ۴۲۳٠٠٠ سکنه . دارای نخلستانهای مهم و نفت است و بندری فعال به شمار می آید .
ده از دهستان کلاس بخش سردشت شهرستان مهاباد ٠ آب از رودخانه زاب کوچک ٠ محصول : غلات توتون چوب جنگلی ٠ شغل : زراعت و گله داری و جاجیم بافی ٠

معنی واژه بصره در دانشنامه اسلامی

بصره از شهرهای بزرگ، معروف و تجاری عراق، و نخستین شهر عراقی بود که در عهد اسلامی به دست عقبه بن غزوان و با برنامه ریزی ابوالحر با عاصم بن دلف در سال ۱۵ قمری بناگشت. منابع تاریخی، بصره را شهری سنی و طرفدار عثمان معرفی کرده اند، در حالی که بصره قدیم فی الجمله شیعه عثمان بوده نه بالجمله. استعمال واژه شیعه علی (علیه السّلام) در مقابل شیعه عثمان در محاورات مردم بصره و... گویای این مدعا است که شیعیان از آغاز در حیات سیاسی ـ مذهبی شهر تاثیر گذار بوده اند؛ از این رو باید پیشینه تشیع بصره را همگام با تولد شهر دانست، هرچند این گروه از جمله اقلیت های مذهبی شهر به شمار می آمدند. در قرن پنجم، تفکر شیعی در این شهر بسط و گسترش یافت و مذهب غالب شهر شد. مقاله حاضر به ارائه شواهدی در اثبات وجود تشیع در بصره در قرون نخستین می پردازد.
مردم بصره در آغاز خلافت حضرت امیرالمؤمنین علی (علیه السلام)، از پیروان عثمان بن عفان، خلیفه سوم، و از مخالفان امام علی (علیه السّلام) بودند. از این جهت طلحه و زبیر و عایشه به بصره پناه بردند و توانستند مردم بصره را علیه امام بشورانند؛ که در نتیجه جنگ جمل در سال ۳۶ در حوالی همین شهر به راه افتاد.در پایان جنگ جمل حضرت علی (علیه السّلام) وارد بصره شد و در اجتماع عظیم بصریان در مسجد جامع این شهر سخنرانی فرمود. امام در آن خطبه اهل بصره را به شدت سرزنش کرد و آنان را بقایای ثمود خواند.این سخنان و خطبه های تند دیگر امام، وجدان مردم بصره را بیدار کرد و طولی نکشید که بصره به یکی از مهم ترین مراکز شیعه تبدیل شد. از آن تاریخ تا سال ۴۵ قمری، بصره یکی از کانون های قیام شیعیان علیه بنی امیه بود. ولی در سال ۴۵ قمری که زیاد بن ابیه از سوی معاویه والی بصره شد، کشتار فجیع و تکان دهنده ای بین علویین و شیعیان به راه انداخت و بصره را تحت نفوذ کامل امویان در آورد. بصره از آن پس نیز دستخوش دگرگونی های زیادی شد.این شهر غیر از واقعه جمل و فاجعه کشتار ابن زیاد، حوادث فراوان دیگری نیز به خود دید که از جمله آنها می توان به قیام ابراهیم بن عبدالله بن حسن بن علی (علیهم السّلام) اشاره کرد. این قیام که در سال ۱۴۴ قمری روی داد به شهادت ابراهیم و تخریب سه هزار خانه و قطع صد هزار اصله نخل متعلق به علویان و شیعیان بصره انجامید. این جنایات توسط بنی عباس جهت انتقام از علویان صورت گرفت. در روایات مربوط به آخر الزمان، از غرق شدن کامل شهر بصره و عدم همراهی مردم این شهر با حضرت مهدی (علیه السّلام) خبر داده شده است. المعارف و المعاریف، ج۱؛ دایرة المعارف الشیعه العامه، ج۶.
مذهب شهر بصره
شیعه به معنای پیرو است که در ادبیات اسلامی بر پیروان علی (علیه السّلام) و محبان آن حضرت اطلاق می شود، البته این واژه در قرون نخستین بر کسانی که به تقدم علی بن ابی طالب (علیه السّلام) بر عثمان باور داشتند یا قائل به افضلیت علی (علیه السّلام) بر خلفا بودند یا اطاعت و پیروی تام از ائمه می کردند نیز اطلاق می شد و گاه افرادی را شیعه می خواندند که جنبه لاهوتی به ائمه می دادند. مقاله حاضر در جستجوی شواهد و قرائنی است که نشان از وجود تشیع در بصره در قرن های اولیه اسلام (تا سال ۴۰۰ ق) دارد. مورخین عموما این شهر را عثمانی می دانند اما شواهد و قرائن فراوانی نشان می دهد که در سده های نخست قمری شیعیانی در این شهر سکونت داشته اند. به نظر نگارنده، حکم به عثمانی مذهب بودن عموم ساکنان بصره می تواند ناشی از تاثیر عثمانی ها بر تاریخ نگاری باشد. چون می توان گفت آغاز و رشد شیعه امامی در بین قبائل عراق از نواحی بصره و کوفه و حله بوده است. در هر حال در بین قبایل مختلف گرایش به شیعه وجود داشته و عده زیادی از اهالی شهر دوستدار اهل بیت بوده اند. بصره امروز هم از جمله شهرهای شیعه نشین عراق می باشد، هر چند اقلیت های مذهبی دیگری نیز در این شهر زندگی می کنند؛ به هر حال درباره مذهب این شهر دو فرضیه قابل طرح و بررسی است:
← عثمانی مذهب
قبل از اسلام به آن منطقه الیصیر می گفتند. در زمان کلدانیان این شهر دارای نام هایی چون؛ تدمر و تروم و ترون بود. این نام ها برگرفته از زبان آرامی هاست که کلدانیان بر این شهر نهادند. در عهد کورش، عجم به قصد نابودی دولت کلدانی به عراق حمله برد و با تصرف شهرهای عراق دولت کلدانی حاکم بر عراق فرو پاشید. عجم بعد از تسلط بر عراق نام جدید (هستاباد اردشیر) را بر این شهر نهاد. بعد از حمله عجم به عراق به دلیل نبود دولتی مستقل و تاخت و تاز فارس ها و دولت روم، خرابی کامل بر شهر استیلا یافت؛ از این رو نام این شهر را الموتکفه نهادند.
تاسیس بصره بعد از اسلام
...
کلمات مرتبط

معنی واژه بصره در دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۰°۳۰′ شمالی ۴۷°۴۹′ شرقی / ۳۰.۵۰۰° شمالی ۴۷.۸۱۷° شرقی / 30.500; 47.817
بصره معرب بسره و بسراه پارسی به معنای راه بسیار دومین شهر بزرگ عراق با جمعیتی بیش از ۲۶۰۰۰۰۰ در سال ۲۰۰۳ می باشد. این شهر بندر اصلی کشور عراق است. بصره مرکز استان بصره است. بصره در تاریخ آغازین اسلام نقش پررنگی داشته است.
کلمات مرتبط

نقل قول های مربوط به بصره

بصره دومین شهر بزرگ و بندر اصلی عراق.
• «بصره، گنجینهٔ عرب، عروس شهرهای عراق .. ستون شعر عرب.. و با کوفه برای عراقیان، مکتب مشهور نحو بوده است.» -> نزار الجابری استاندار استان بصره
• «هرکس که برد به بصره خرما// بر جهل خود او دهد گواهی»
• «دل جان به تحفه پیش تو می برد سیف گفت خرما به بصره زیره به کرمان همی بری!
کلمات مرتبط

معنی بصره

بصره

/basre/
کلمات مرتبط