کلمه
بیوت
اشتباه تایپی
fd,j
تلفظ
buyut
نقش کلمه
اسم

معنی واژه بیوت در دهخدا

بیوت. [ ب ُ ] (ع اِ) ج ِ بَیْت. (منتهی الارب ). خانه ها. رجوع به بیت شود. || (اصطلاح نجوم )دوازده قسمت فرضی منطقةالبروج که ابتدا از طالع در خلاف جهت حرکت یومی شمرده میشوند. (خانه ٔ اول ، خانه ٔ دوم ،... خانه ٔ دوازدهم )، و در علم احکام نجوم اهمیت فراوان دارند. تقسیم منطقةالبروج را به بیوت ، تسویةالبیوت و ابتدای تقسیمات را مراکزالبیوت نامند. طریق تقسیم این است که ابتدا بوسیله ٔ دایره ٔ افق و دائره ٔ نصف النهار، منطقةالبروج را بچهار قسمت میکنند، و سپس هر یک از این چهار قسمت را به سه قسمت میکنند (تقسیم اخیر بطرق مختلف بعمل می آید). نقاط تقاطع دایره ٔافق با دایرةالبروج یکی طالع (بر افق شرقی ) و دیگر سابع (مبداء خانه ٔ هفتم ) یا غارب (بر افق غربی )، و نقاط تقاطع دایره ٔ نصف النهار با دایرةالبروج یکی رابع (زیر افق ) و دیگر عاشر (بالای افق ) است. هر یک از چهارخانه ٔ اول و چهارم و هفتم و دهم را که از چهار نقطه ٔ مذکور آغاز میشوند و مدار احکام نجوم بر آنها است وتد میخوانند. (از دائرة المعارف فارسی ). و نیز درباره ٔ بیوت دوازده گانه رجوع به التفهیم ص 205 شود.

بیوت. [ ب َی ْ یو ] (ع ص ) شبینه. شب مانده. مانده از شب : ماء بیوت ؛ آب شب مانده که سرد شده باشد. (لسان العرب ) (اقرب الموارد). آب سرد و شبینه. (منتهی الارب ).
- بیوت السقاء ؛ شیری که در شب دوشیده شده و در مشک نهاده و سرد شده باشد. (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). شیر شب مانده در مشک. (منتهی الارب ).
- خبز بیوت بائت ؛ نان شب مانده. مقابل نان تازه. (از لسان العرب ) (از اقرب الموارد). نان شبینه. (منتهی الارب ).
|| کاری که کسی شب گذارد به اندیشه ٔ آن. (منتهی الارب ). امری که صاحبش به آن اهمیت دهدو شب را در اندیشه ٔ آن بسر برد. (لسان العرب ) (اقرب الموارد). || هم بیوت ؛ اندوهی که در دل ماند. (از لسان العرب ).

بیوت. (اِخ ) شهری است واقع در جنوب غربی ایالت «مونتانا»ی ایالات متحده ٔ امریکا و 33251 تن سکنه دارد و بر بزرگترین نهشتهای معدنی (نقره ، روی ، منگنز و مخصوصاً مس ) جهان قرار دارد. پس از کشف معادن طلا و نقره رونق گرفت و پس از کشف مس در حدود 1880 م. رونقش افزون شد. (دائرة المعارف فارسی ).

بیوت. [ ب ُ ] (اِخ )بطنی است معروف به آل بیوت از خالد در حجاز، از هم پیمانهای آل فضل از اعراب شام. (معجم قبایل العرب ).

بیوت. (اِخ ) لقب جان استوارت. (1713 - 1792 م.) نخست وزیر (1761 - 1763 م.) انگلستان از حزب توری. مورد اعتمادجورج سوم و پشتیبان هدفهای او در برتری پادشاه ، از بین بردن قدرت ویگها و پایان دادن جنگ با فرانسه بود. مردم او را مسبب اعمال شاه میدانستند، از او ناراضی شدند. بعد از اعلان جنگ به اسپانیا (1762 م.) و انعقاد معاهده ٔ پاریس (1763 م.) که منفور مردم انگلستان بود ناچار کناره گیری کرد. (دائرة المعارف فارسی ).
کلمات مرتبط

معنی واژه بیوت در فرهنگ فارسی

خانه ها
( اسم ) جمع بیت خانه ها اطاقها . جمع : بیوتات .
لقب جان استوارت نخست وزیر انگلستان از حزب توری ٠

معنی واژه بیوت در فرهنگ معین

(بُ) [ ع . ] ( اِ.) جِ بیت ، خانه ها، اتاق ها. ج . بیوتات .
کلمات مرتبط

معنی واژه بیوت در فرهنگ عمید

= بیت
کلمات مرتبط

معنی واژه بیوت در دانشنامه اسلامی

معنی بُيُوتَ: خانه ها
ریشه کلمه:
بيت‌ (۷۳ بار)

«بُیُوت» جمع «بیت» به معنای اطاق یا خانه است، و مادّه «بیتوته» که این کلمه از آن گرفته شده است در اصل، به معنای توقف شبانه می باشد، و از آنجا که انسان از اطاق و خانه خود، بیشتر برای آرامش در شب استفاده می کند، کلمه «بیت» به آن اطلاق شده است. «بیوت» در سوره «نور» به معنای خانه ها است ولی در این که منظور از آن، چه خانه هایی است؟ بعضی از مفسران آن را اشاره به خانه های یازده گانه می دانند. بعضی دیگر آن را مخصوص مساجد دانسته اند. ولی پیدا است آیه مطلق است و همه خانه ها را شامل می شود، اعم از خانه های یازده گانه ای که انسان برای صرف طعام وارد آن می شود، و یا غیر آن از خانه های دوستان و خویشاوندان یا غیر آنها; زیرا هیچ دلیلی بر تقیید مفهوم وسیع آیه نیست.
کلمات مرتبط

معنی بیوت

بیوت

/buyut/
کلمات مرتبط