کلمه
تروس
اشتباه تایپی
jv,s
تلفظ
نقش کلمه

معنی واژه تروس در دهخدا

ترؤس. [ ت َ رَءْ ءُ ] (ع مص ) رئیس شدن. (زوزنی ) (اقرب الموارد) (المنجد). مهتر گردیدن. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

تروس. [ ت ُ ] (ع اِ) ج ِ تُرْس بمعنی سپر. (منتهی الارب ) (آنندراج ). و رجوع به تُرْس شود.

تروس. [ ت ُ ] (اِخ ) رشته کوهی است در ترکیه که بدریای روم مشرف است. این رشته کوهها که قسمت جنوبی ساتراپی کاپادس را تشکیل می داده (آسیای صغیر)، ایالت سوریه از شمال باین کوهها محدود بوده است.
کلمات مرتبط

معنی واژه تروس در فرهنگ فارسی

رئیس شدن مهتر گردیدن .
کلمات مرتبط

معنی واژه تروس در دانشنامه عمومی

تروس (به انگلیسی: Tros) در اسطوره های یونان، پادشاه و بنیان گذار تروا بود.
آ ا ب پ ت ج چ خ د ر ز ژ س
ش ف ک گ ل م ن و ه ی
پسر اریختونیوس و آستوئوخه بود. با کالیرهوئه ازدواج کرد و صاحب سه پسر به نام های ایلوس، آساراکوس و گانومده و یک دختر به کلئوپاترا شد.
کلمات مرتبط

معنی تروس

تروس

کلمات مرتبط