کلمه
جلگه
اشتباه تایپی
[g'i
تلفظ
jolge
نقش کلمه
اسم

معنی واژه جلگه در دهخدا

جلگه. [ ج ُ گ َ / گ ِ ] (اِ) زمین مسطح دارای گیاه. (فرهنگ نظام ). زمین هموار و دشت و هامون. (ناظم الاطباء). || ملک و کشور. (ناظم الاطباء).

جلگه. [ ج ُ گ ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای حومه ٔ خاوری شهرستان گلپایگان. این دهستان در جنوب خاوری شهرستان گلپایگان واقع شده و حدود آن بشرح زیر است : از شمال بدهستان کنار رودخانه ، از جنوب بخونسار از خاور به بخش میمه از باختر به پشتکوه. موقع طبیعی آن جلگه و هوای آن معتدل و سالم است. آب آن از چشمه و چاه و قنوات. این دهستان از 18 آبادی کوچک و بزرگ تشکیل گردیده و جمعیت آن در حدود 16500 تن و قراء مهم آن عبارتند از گوکه ، کنجدجان ، نیوان سوق ، نیوان نار، فیلاخص ، آرجان ، اسفرنجان ، سرآور. (از فرهنگ جغرافیائی ایران جلد 6).
کلمات مرتبط

معنی واژه جلگه در فرهنگ فارسی

( اسم ) زمینی است صاف و هموار که در آن محل زمین چین خوردگی یافته یا آثار و عوامل خارجی چین خوردگیها را صاف و مسطح ساخته است .
نام یکی از دهستانهای حومه شهرستان گلپایگان . این دهستان در جنوب خاوری شهرستان گلپایگان واقع شده و حدود آن بشرح زیر است : از شمال بدهستان کنار رودخانه - از جنوب بخونسار از خاور به بخش میمه از باختر به پشتکوه موقع طبیعی آن جلگه و چاه و قنوات .

معنی واژه جلگه در فرهنگ معین

(جُ گِ) (اِ.) زمین صاف و هموار.
کلمات مرتبط

معنی واژه جلگه در فرهنگ عمید

زمین مسطح، هموار، و پهناور با شیب کم و سطح رسوبی.
کلمات مرتبط

معنی جلگه

جلگه

/jolge/

مترادف جلگه: دشت، هامون
کلمات مرتبط