کلمه
جور کردن
اشتباه تایپی
[,v ;vnk
تلفظ
نقش کلمه

معنی واژه جور کردن در فرهنگ فارسی

( مصدر ) یکسان کردن یکنواخت گردانیدن چیزی را بدسته های شبیه و نظیر تقسیم کردن .
هر چیزی را جای مناسب خود قرار دادن هر چیز را نزد متناسب خود جای دادن .
کلمات مرتبط

معنی واژه جور کردن در فرهنگ معین

(کَ دَ) (مص م .) یکسان کردن ، یکنواخت گردانیدن .
کلمات مرتبط

معنی واژه جور کردن در دهخدا

جور کردن. [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) هر چیزی را جای مناسب خود قرار دادن. هر چیز را نزد متناسب خود جای دادن : جور کردن اجناس و امتعه ؛ کالاها و جنس های لازم و مناسب و هر چیز که مشتری خواهد را فراهم آوردن. || یک دست کردن. جدا کردن انواع به دسته ها. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به جور شود.
کلمات مرتبط

معنی واژه جور کردن در دانشنامه عمومی

جور کردن (به انگلیسی: Sorting) فرایند جور ساختن پاره ها یا قلم ها یا فقره ها در یک زنجیره یا در مجموعه های مختلف می بلاشد، و بر همین اساس ، جور کردن دارای دو معنای کلی و قابل تشخیص می باشد:
- جور کردن در یک دسته همانند (ordering)
- دسته بندی و برچسب زنی (categorizing)

معنی جور کردن

جور کردن

کلمات مرتبط