کلمه
خوله
اشتباه تایپی
o,gi
تلفظ
نقش کلمه

معنی واژه خوله در دهخدا

خؤلت. [ خ ُء ل َ ] (ع اِ) خویشی از جانب مادر. خولة. خؤلت املاء فارسی زبانان است از کلمه ٔ خؤلة. (یادداشت بخط مؤلف ).

خولة. [ خ َ ل َ ] (ع اِ) آهوی ماده. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ).

خولة. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) بنت جعفربن قیس حنفی. از حی حنفیه بود و زوجه ٔ علی بن ابی طالب علیه السلام. و مادر محمدبن حنفیه پسر علی بن ابی طالب علیه السلام. (یادداشت مؤلف ).

خولة. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) بنت منظربن ریان فزاری. زوجه ٔ حسن بن علی علیه السلام و مادر حسن بن حسن بن علی (ع ) است. (یادداشت مؤلف ).

خولة. [ خ َ ل َ ] (اِخ ) بنت هذیل از بنی الحارث. بقولی از ازواج رسول بود و پیغامبر او را طلاق گفت. (یادداشت مؤلف ).

خؤلة. [ خ ُء ل َ ] (ع اِ) خویشی از جانب مادر. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ). یقال : «بینی و بینه خؤلة» ویقال «خال بین الخؤلة». (از منتهی الارب ). || ج ِ خال. (منتهی الارب ) (از تاج العروس ) (از لسان العرب ) (ترجمان علامه ٔ جرجانی ).

خوله. [ خ َ ل ِ ] (اِ) تیردان که سپاهیان از گردن آویزند. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).تیردانی بود که غازیان دارند. (لغت فرس اسدی ص 465). || قندیل. (برهان قاطع) (ناظم الاطباء).

خوله. [ ل ِ ] (ص ) خالی. ضد پر. (ناظم الاطباء). نقیض پر. (از برهان قاطع) :
سیکی ده بخانه وام شده ست
پنج از آن خوله پنج از آن ماله.
سوزنی (ازانجمن آرای ناصری ).
کلمات مرتبط

معنی واژه خوله در فرهنگ فارسی

بنت هذیل از بنی الحارث بقولی از ازواج رسول بود و پیغامبر او را طلاق گفت .

معنی واژه خوله در دانشنامه اسلامی

معنی خَوَّلَهُ: به او بخشید
معنی يَدْعُواْ: مي خوانَد - دعوت مي کند - طلب مي کند (" کَانَ يَدْعُواْ ":مي خواند -طلب مي کرد عبارت "ثُمَّ إِذَا خَوَّلَهُ نِعْمَةً مِّنْهُ نَسِيَ مَا کَانَ يَدْعُواْ إِلَيْهِ مِن قَبْلُ "يعني وقتي گرفتاريش را خداوند برطرف مي کرد آن گرفتاريي که خدا را به سوي آن ميخ...
ریشه کلمه:
خول‌ (۸ بار)
ه‌ (۳۵۷۶ بار)

«خول» (بر وزن عمل) به معنای خدمتگزار است.

معنی خوله

خوله

کلمات مرتبط