کلمه
دست شکن
اشتباه تایپی
nsj a;k
تلفظ
نقش کلمه

معنی واژه دست شکن در دهخدا

دست شکن. [ دَ ش ِ ک َ ] (ن مف مرکب ) زلف تاب داده شده. (از لسان العجم شعوری ) (ناظم الاطباء). شکسته به دست. || (نف مرکب ) شکننده ٔ دست.
کلمات مرتبط

معنی واژه دست شکن در فرهنگ فارسی

زلف تاب داده شده یا شکسته به دست
کلمات مرتبط

معنی دست شکن

دست شکن

کلمات مرتبط