کلمه
راهواره
اشتباه تایپی
vhi,hvi
تلفظ
نقش کلمه

معنی واژه راهواره در دهخدا

راهواره.[ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) ره آورد. سوغات و ارمغان و راه آورد. (ناظم الاطباء). ارمغان و راه آورد. (از برهان ). ارمغان و هدیه که از سفر برای دوستان آرند. (رشیدی ) (آنندراج ) (بهار عجم ) (از انجمن آرا) :
دست تهی نیاید گردون بخدمت تو
مه بر طبق برآرد بر شرط راهواره.
اثیرالدین اخسیکتی (از رشیدی ).
رجوع به رهواره و ره آورد و راه آورد شود.
کلمات مرتبط

معنی واژه راهواره در فرهنگ معین

(رِ) (اِمر.) سوغات سفر، ره آورد.
کلمات مرتبط

معنی واژه راهواره در فرهنگ عمید

سوغات.
کلمات مرتبط

معنی راهواره

راهواره

کلمات مرتبط