کلمه
سمک عیار
اشتباه تایپی
sl; udhv
تلفظ
samake'ayyAr
نقش کلمه
اسم خاص اشخاص

معنی واژه سمک عیار در فرهنگ فارسی

۱ - یکی از قدیمترین نمونه های (( داستان پردازی )) در ادبیات فارسی است که نخستین بار جلد اول آن در ۱۳۳۸ ه. ش . در تهران بطبع رسیده . نسخه اصل این کتاب نسخه ای است در سه جلد که در کتابخانه بادلیان آکسفرد ضبط است . تاریخ کتابت این نسخه و نام کاتب آن معلوم نیست . در مقدمه جلد سوم بتفصیل نام مولف آن (( فرامرز ابن خداداد بن عبدالله الکاتب الارجانی )) آمده است . زمان تالیف این داستان در مقدمه جلد سوم روز سه شنبه چهارم جمادی الاخره سال ۵۸۵ ه. ق . است اما این ورق بخطی جدیدتر از متن کتاب نوشته شده و الحاقی است و نمیتوان آنرا معتبر شمرد ولی از متن کتاب و نامهای خاص ترکی و اشعاری از شاعران قرنهای پنجم و ششم که در آن آمده است گمان میتوان کرد که تاریخ تدوین قصه پیش از اواخر دوره سلجوقی نیست . مطالب کتاب یکی از داستانهای عامیانه فارسی است و بیشتر وقایع در چین و ماچین می گذرد و غالب قهرمانان آنرا نامهای ایرانی اصیل تشکیل میدهد. قهرمان نام آور این داستان که در شجاعت و تدبیر و نیرنگ سر آمد همه قهرمانانست [[ سمک ]] نام دارد و نام راوی قصه [[ صدقه ]] ( صدقی وسمکی هر یک طرفدار یکی از دو نواده عمر و لیث ) است و صدقه دلاوریها و جوانمردیها سمک را که از مخالفان و حریفان خود بود نقل میکند . سمک مردی عیار پیشه و دارای همه خصایص اخلاقی و روحی عیاران است . این کتاب قرنها مایه سرگرمی و نشاط مردم این سرزمین بوده است . ( نقل از مقدمه سمک عیار) ۲- قهرمان اصلی کتاب (( سمک عیار )).
کلمات مرتبط

معنی واژه سمک عیار در دانشنامه عمومی

سَمَک عَیّار رمانی است مشهور و قدیمی به زبان فارسی که در سدهٔ ششم هجری نوشته شده است. داستان های این کتاب سه جلدی به دست فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله نویسنده (کاتب) ارجانی (ارگان یا بهبهان کنونی در استان خوزستان) جمع آوری شده است. وی داستان ها را از زبان یک راوی به نام صدقهٔ ابوالقاسم فراهم آورده است.
سمک عیار، یکی از داستان های عامیانهٔ فارسی است که سینه به سینه نقل شده و سده ها مایهٔ سرگرمی مردم ایران بوده است. قهرمان داستان پسر شاه حلب است که دل باختهٔ دختر فغفور شاه چین شده و سپس به جنگ پادشاه ماچین رفته است. بیشتر رویدادهای جلدهای یکم و دوم در چین و ماچین می گذرد.
کتاب سمکِ عیار این مزیّت را دارد که چون داستان های آن روایت مردم بود و در میان عوام مشهور و محبوب بوده اند، زبان این کتاب نیز زبان عمومی آن دوره را نشان می دهد و به همین خاطر بسیار ساده و روان است.
صحنه های این داستان در ایران و سرزمین های نزدیک به آن اتّفاق می افتند. بیشتر شخصیت ها و قهرمانان این کتاب نام های ایرانی دارند. شخصیت اصلی این کتاب پهلوانی نام آور به نام سمکِ عیار است که در طی ماجراهایی با خورشیدشاه سوگند برادری می خورد.
در مقدمه جلد سوم این کتاب، نام مؤلف «فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله الکاتب الارجانی» آمده اما خود او راوی اصل داستان را «صدقه بن ابی القاسم» بیان می کند. صدقه ابوالقاسم منسوب به شیراز و فرامرز خداداد منسوب به ارجان فارس (ارگان - بهبهان کنونی در استان خوزستان) است.
کاربرد نام های ایرانی کهن هم چون خردسب شیدو، هرمزکیل، شاهک، گیل سوار، سرخ ورد، مهرویه و زرند و مانند این ها این گمان را قوی می کند که این افسانه کهن بوده که بعدها یعنی در سدهٔ ششم به فراخور زمان نو شده است. موردی که در کتاب سمکِ عیار در پیوند با وجه تسمیه خورشیدشاه، قهرمان اصلی داستان ذکر شده درست همانند همان است که در کتاب پارسی میانه بندهش در مورد منوش خورشید، از نوادگان منوچهر، پادشاه کیانی آمده است. این می تواند گویای پیوند این کتاب با کتاب های پارسی پیش از اسلام باشد.
متن کامل سمک عیار به تصحیح دکتر پرویز ناتل خانلری در پنج جلد طی سال های ۱۳۳۷ تا ۱۳۵۳ در انتشارات بنیاد فرهنگ ایران منتشر شده است.

معنی سمک عیار

سمک عیار

/samake'ayyAr/
کلمات مرتبط