کلمه
سنگر
اشتباه تایپی
sk'v
تلفظ
sangar
نقش کلمه
اسم

معنی واژه سنگر در دهخدا

سنگر. [ س َ گ ُ ] (اِ) سیخول که خارپشت تیرانداز باشد یعنی خارهای خود را چون تیر اندازد. (برهان ). || سَنگَر؛ سنگر. حصار. قلعه بندی. (ناظم الاطباء). || نیزه ٔ کوچک. (غیاث ). || سنگر به معنی حصار. قلعه بندی. گودالی که سربازان برای حفظ خود از گلوله های دشمن حفر کنند و از میان آن به تیراندازی یا دیدبانی مشغول گردند. (حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). چیزی است که بر گرد لشکر یا خانه ها از خار و سنگ و توپ خانه و غیره ساخته مهیای جنگ باشند از عالم مورچال. (آنندراج ). توده یا تپه و مانعی است که در حوالی شهر محصور در موقع حمله ٔ دشمن برمی آوردند. (قاموس کتاب مقدس ).

سنگر. [ س َ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان ژان بخش دورود شهرستان بروجرد. دارای 327 تن سکنه. آب آن از رودخانه و قنات. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6).

سنگر. [ س َ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان قلعه دره سی بخش حومه ٔ شهرستان ماکو. دارای 399 تن سکنه. آب آن از رودخانه ٔ ساری سو. محصول آنجا غلات و بزرک. شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

سنگر. [ س َ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دشت بیل بخش اشنویه ٔ شهرستان ارومیه. دارای 105 تن سکنه. آب آن ازنهر آغ بلاغ. محصول آنجا غلات ، توتون. و شغل اهالی زراعت و گله داری است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).

سنگر. [ س َ گ َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان نوروزآباد بخش سرخس شهرستان مشهد. دارای 1300 تن سکنه. آب آن ازرودخانه. محصول آنجا غلات. شغل اهالی زراعت و مالداری و شال بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).
کلمات مرتبط

معنی واژه سنگر در فرهنگ فارسی

( اسم ) پناهگاهی که سربازان با کندن زمین و گود کردن آن یا ساختن با سنگ و خاک و جز آن سازند تا در پناه آن از گلوله دشمن محفوظ مانند . یا سنگر کبوتر بازی . بام بلندی که کبوتر از آسیب کبوتر باز بدان پناه برد .
دهی است از دهستان نوروز آباد بخش سرخس شهرستان مشهد .
[trench] [علوم نظامی] هریک از انواع استحکامات نظامی که از خاک و با جابه جایی و چینش آن ساخته میشود
[ گویش مازنی ] /sengor/ شناگر – آب باز & از توابع دهستان چهاردانگه ی هزارجریبی ساری - از دهستان دابوی جنوبی مرکزی آمل & شناگر

معنی واژه سنگر در فرهنگ عمید

دیوار، گودال، یا برآمدگی خاک، سنگ، یا شاخۀ درخت که سربازان هنگام جنگ برای خود درست می کنند و در پناه آن قرار می گیرند تا از تیراندازی دشمن آسیب نبینند، پناهگاه، جان پناه.
* سنگر بستن: (مصدر لازم) (نظامی) ساختن سنگر، آماده کردن سنگر.
= سیخول
کلمات مرتبط

معنی واژه سنگر در دانشنامه عمومی

به هر یک از انواع استحکامات نظامی که از خاک و با جابه جایی و چینش آن ساخته می شود سَنگَر گفته می شود.
در مناطق جنگی سربازان برای حفظ خود گودالی به نام سنگر حفر می کنند تا از گلوله های دشمن در امان مانده و از میان آن به تیراندازی یا دیدبانی مشغول شوند.
به توده یا تپه و مانعی که در حوالی شهر محصور در موقع حمله دشمن برمی آوردند سنگربندی یا خاکریز دفاعی گفته می شود. در قدیم به سنگر مورچال نیز گفته می شد.
از سنگربندی در قدیم برای محافظت نقاط راهبردی، مانند گذرگاه ها و دره ها نیز استفاده می شد، و آثار آنها را گاه به صورت دیوار یا تل می توان مشاهده کرد.
از متون تاریخی چنین برمی آید که سپاهیان عثمانی گاه برای استتار سربازان خود که در حال حفر سنگر بودند با مواد مشتعل پرده ای از دود به وجود می آوردند.
در دوران جدید برخی سنگرهای را با سازه ای بتونی حافظت می کنند و در برابر آن بمب هایی نیز با نام بمب های سنگرشکن برای نفوذ به این سازه ها طراحی و ساخته شده است.

سنگر در جدول ها

پناهگاه, جان پناه
کلمات مرتبط

معنی سنگر

سنگر

/sangar/

مترادف سنگر: پناهگاه، جان پناه، موضع مبارزه
کلمات مرتبط