کلمه
شکنجی
اشتباه تایپی
a;k[d
تلفظ
نقش کلمه

معنی واژه شکنجی در دهخدا

شکنجی. [ ش ِ ک َ ] (ص نسبی ، اِ)مار شکنجی. ماری سرخ. (یادداشت مؤلف ) :
برآمد ز کوه ابر مازندران
چو مار شکنجی و ماز اندران.
منوچهری.
کلمات مرتبط

معنی واژه شکنجی در فرهنگ فارسی

مار شکنجی ماری سرخ .
کلمات مرتبط

معنی شکنجی

شکنجی

کلمات مرتبط