کلمه
شکنندگی
اشتباه تایپی
a;kkn'd
تلفظ
Sekanandegi
نقش کلمه
اسم

معنی واژه شکنندگی در دهخدا

شکنندگی. [ ش ِ ک َ ن َن ْ دَ /دِ ] (حامص ) تردی. قابلیت شکسته شدن داشتن. (یادداشت مؤلف ). || قابلیت شکستن و خرد کردن داشتن. (یادداشت مؤلف ). رجوع به شکستن و شکننده شود.
کلمات مرتبط

معنی واژه شکنندگی در فرهنگ فارسی

قابلیت شکسته شدن تردی .
[brittleness] [علوم و فنّاوری غذا] خاصیت مادۀ غذایی ای که براثر فشار به آسانی می شکند
کلمات مرتبط

معنی شکنندگی

شکنندگی

/Sekanandegi/

مترادف شکنندگی: تردی، نازکی
کلمات مرتبط