کلمه
فیل افکندن
اشتباه تایپی
tdg ht;knk
تلفظ
نقش کلمه

معنی واژه فیل افکندن در دهخدا

فیل افکندن. [ اَ ک َ دَ ] (مص مرکب ) پیل افکندن. (فرهنگ فارسی معین ). بر زمین افکندن پیل. || حریف نیرومند را مغلوب کردن. چیره شدن :
از در خاقان کجا فیل افکند محمود را
بدره بردن پیل بالا برنتابد بیش ازاین.
خاقانی.
|| مهره ٔ پیل رادر صفحه ٔ شطرنج حرکت دادن. رجوع به فیل و پیل شود.
کلمات مرتبط

معنی فیل افکندن

فیل افکندن

کلمات مرتبط