کلمه
پیامبر
اشتباه تایپی
~dhlfv
تلفظ
payAmbar
نقش کلمه
اسم

معنی واژه پیامبر در دهخدا

پیامبر. [ پ َ ب َ ] (نف مرکب ) پیغامبر. پیغمبر. پیمبر. وخشور. نبی. رسول. آنکه واسطه ٔ ابلاغ سخنی باشد از کسی بدیگری خواه بزبان و خواه بنامه. رجوع به پیغامبر و پیغمبر و پیمبر شود. || قاصد. برید. پیک. پیک خبر رساننده. (شرفنامه ). || پیام آور. رجوع به پیام آور شود.
کلمات مرتبط

معنی واژه پیامبر در فرهنگ فارسی

کسی که پیامی ازطرف کسی برای دیگری ببرد
( صفت ) ۱- آنکه واسط. ابلاغ ( کتبی یا شفاهی ) باشد رسول پیام آور. ۲- قاصد پیک برید . ۳- پیغمر پیغامبر وخشور نبی رسول : و درود بر پیامبر گزیده محمد مصطفی و بر اهل بیت و یاران وی . ( دانشنامه . منطق ۱ )
کلمات مرتبط

معنی واژه پیامبر در فرهنگ معین

(پَ بَ) (ص فا.) ۱ - پیک ، کسی که پیغام را می برد. ۲ - نبی ، فرستادة خدا.
کلمات مرتبط

معنی واژه پیامبر در فرهنگ عمید

= پیغمبر
کلمات مرتبط

معنی واژه پیامبر در دانشنامه عمومی

پیامبر یا پیغامبر در ادیان ابراهیمی، به دریافت کننده و بیان کننده وحی گفته می شود. پیامبر عبارت فارسی جامعی است که تا حدودی با نبی در ادبیات قرآنی هماهنگ است با این تفاوت که نبی، حداقل شرایط پیامبری یعنی غیب آگاهی وحیانی را داراست.

معنی پیامبر

پیامبر

/payAmbar/

برابر پارسی: وخشور
کلمات مرتبط