لوت

(اِ.) غذا، خوردنی .

لوت باره

(رِ) (ص مر.) پرخور، حریص .

لوت و پوت

(تُ) (اِمر.) انواع طعام های لذیذ.

لوترا

(تَ) (اِ.) نک لُتره .

لوتو

(لُ تُ) [ فر. ] (اِ.) نوعی بازی قمار است که به وسیلة کارت هایی که در آن شماره هایی ثبت شده انجام می گیرد. در این بازی گردونه ای اعداد مختلف را اعلام می کند که اگر با شماره های کارت ها موافق باشد صاحب کارت برنده اعلام می...

لوث

(لَ) [ ع . ] (اِمص .) آلودگی ، پلیدی .

لوث کردن

( ~ . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) آلوده کردن .

لوچ

(ص .) (عا.) دوبین ، احول .

لوچه

(لُ چِ) (عا.) لب ، لب کوچک .

لوح

(لَ) [ ع . ] (اِ.) ۱ – هرچه پهن باشد. ۲ – تختة چوب و جز آن . ج . الواح .
آخرین ارسالی ها ن
ن
آخرین ارسالی ها ه
ه
مطالب محبوب
مطالب تصادفی